نقد و بررسی فیلم‌های جشنواره فیلم فجر ۹۷

نقد و بررسی فیلم‌های جشنواره فیلم فجر ۹۷

نقد و بررسی فیلم‌های جشنواره فیلم فجر ۹۷


با فرارسیدن سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر دوباره همه نگاه‌ها بر روی اهالی سینماست. این مراسم که از سال ۱۳۶۱ به صورت سالانه برگزار شده، بزرگ‌ترین گردهمایی اهالی سینمای ایران می‌باشد. حضور مشاهیر و چهره‌های برجسته سینما به خودی خود هیجان‌انگیز است چه بسا به تماشای فیلم‌های متنوع و هیجان‌انگیز جشنواره بنشینید.
هنرمندان مورد استقبال صدای شات و فلش دوربین عکاس‌ها و میکروفن‌های خبرنگاران قرار می‌گیرند و مانند هر جشنواره هنری دیگری با حواشی متعددی دست و پنجه نرم می‌کنند. جمعیت قابل توجهی از دوستداران هنر نیز به تماشای فیلم‌های جشنواره‌ای می‌شتابند.
در این مطلب به معرفی، نقد و بررسی فیلم‌های سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر به قلم ایمان برات وکیلی پرداخته شده است.

مردی بدون سایه

مردی بدون سایه

علیرضا رئیسیان که هیچوقت جزو فیلمسازان صاحب نام مملکت نبوده این بار سعی کرده بود تا از فیلم‌های گیشه‌ای در گیشه شکست‌خورده‌ مثل "چهل سالگی" و "دوران عاشقی" بیرون بیاد تا بعد از داوری‌های پی در پی در جشنواره خودش رو به عنوان یک فیلمساز خوب صاحب اثر نشون بده! اما… نه! نمیشه گفت شکست اما عدم پیروزی اون قطعیه! حتی بازی ناب علی مصفا، لیلا حاتمی و موسیقی بی نظیر ستار اورکی به کمکش نمیاد و لایه‌سازی هایده صفی یاری فیلم رو فقط و فقط به یک خط مبدل میکنه! تنها نکته مثبت فیلم نگاه مثبت خود کارگردان به موضوع انتخابیه که البته خود این موضوع شایسته تقدیره!

یلدا

یلدا

دوران آرمان درویش شکل نگرفت. اون حتی به عنوان مجری هم نمیتونه حضور داشته باشه چه برسه به بازیگر. یلدا پرسه‌ای احمقانه در تلفیق آثاری است که از پایه روی خطوط موازی‌اند و تقاطعی ندارند! نقش اصلی در هر ده دقیقه تغییر شخصیت میدهد ! نگران به بی تفاوت! ساده به زرنگ! با آرمان به بی هدف! هیچ و هیچ و خداحافظی رسمی از مسعود بخشی به خاطر موضوع تکراری و پرداختی به بدترین شکل!

آخرین داستان

آخرین داستان

همیشه سعی کردم از انیمیشن تولید داخل حمایت کنم اما نه اگه خیلی ضعیف کار شده باشه و داستان به اون زیبایی رو با ندونم‌کاری تحریف کنه!

ایده اصلی

ایده اصلی

آزیتا موگویی تا دقایق آخر بهت جوری فضا میده که فکر کنی با فمنیست دیگری همراه شدی اما یکباره انتهای داستان رو از کلیشه‌ها بیرون میاره! فیلم متوسطی که بد نیست اما با سبک ذهنی ٨ تا ١٠ سال قبل مخاطبان سینما بیشتر همراهه. تا امروز فقط میشه به پژمان جمشیدی گفت ایول که واقعا رو به پیشرفتی!

بنفشه آفریقایی

بنفشه آفریقایی

هرچقدر هم که تلاش کنیم از تعریف‌های کلیشه‌ای فاصله بگیریم، از "بنفشه آفریقایی" نمیشه تعریف نکرد. فیلمی که همه چیزش سر جاشه.
وقتی میگیم فیلم خوب یعنی همین که بدون درد و آه و ناله‌های دروغین و جذب مخاطب به وسیله برانگیختن احساساتشون حرفتو بزنی.
فاطمه معتمد آریای عالی، سعید آقاخانی بسیار خوب و رضا بابک بینظیر. همه و همه یک فیلم قابل احترام و قابل دفاع ساختند. البته انتظاری غیر از این از بانو مونا زند حقیقی و استاد علیرضا شجاع نوری نمی‌رفت.

قصر شیرین

قصر شیرین

فکر می‌کنم رضا میرکریمی تحت تأثیر داوری‌های چند دوره‌ای جشنواره قرار گرفته که فیلم جشنواره‌ای ساخته، این لزوما بد نیست. وقتی بتونی مخاطب هم داشته باشی اصلا بد نیست. این فیلم از اون دست فیلم‌های لامکانه که حس و حال نرسیدن به مخاطب نمیده. اتفاق همینجاست! در همین راه تو همین مسیر! که نباید منتظر باشیم تا برسیم و ببینیم چند چندیم. همین راهی که ذات ما رو خوب یا بد نشون میده و دیدنش با حامد بهداد قطعا جذاب تره.

بیست و سه نفر

بیست و سه نفر

بعد از فیلم تحسین شده "تنگه ابو‌قریب" در سال گذشته هنر فیلمسازی در شرایط اعتراضی به سینمای دفاع مقدس تا اینجا در فیلم "بیست وسه نفر" بسیار خوب دیده میشه. فیلمی که اذیتت نمیکنه، دروغ نمیگه و واقعیت رو همانطور که هست بهت نشون میده. سازمان اوج حوزه مشخصی رو انتخاب کرده که گرچه در لایه‌های پنهان سیاسی است اما هنوز بوی ارزش میده و این زیباست.
از شخصیت‌پردازی درست و فکر شده هر بیست و سه نفر گرچه مطابق با واقعیت هست نمیشه چشم پوشی کرد چرا که همه اون تناقض‌ها و تفاوت‌ها در عین واحد بسیار قابل لمسه. اما کاش میشد برای امروز هم آرمان تعریف کرد.
به هر حال مرسی از مهدی جعفری.

پالتو شتری

پالتو شتری

"پالتو شتری" رو تن نکرده درآورید.

تیغ و ترمه

تیغ و ترمه

"تیغ و ترمه" پایانی تلخ برای اسم بزرگ کیومرث پوراحمد.

آشفته گی

آشفته گی

"آشفته‌گی" کاش به خفگی می‌رسید.
وقتی نقد می‌کنیم ایراد میگیرم به نقد. فیلم ندیده ایراد میگیرند. همین دو اثر را مقایسه کنید. بازیگران حتی عوامل. فریدون جیرانی استاد قاب‌های بی نظیر حتی فراتر از قاب‌های تکراری سینمایی و در حد فیلم‌های تراز اول! نورپردازی بر روی چهره‌ها کاملا دقیق که برای اولین بارها دیده میشه. ایراد اصلی که مسعود فراستی همیشه میگیره و اینجا دیگه نیست. اما متن؟! بازی‌ها؟! هیچ!

مسخره‌باز

مسخره‌باز

"مسخره‌ باز" همایون غنی‌زاده مستعد! یه جمله دارند اساتید میگن هرچی رو یه موضوعی سوار‌تر باشی راحت تر میتونی به آدما منتقلش کنی. اگه نباشی دادار دودور میکنی که بگی وااااای مردم من بلدما. این فیلم جایزه جلوه‌های ویژه بصری رو بی‌شک میگیره اما روی تصویربرداری که همه خوششون اومده حرف هست. دکوپاژ ثابت و تعریف میزان سن تئاتر‌های بی نظیرش کار سختی رو برای تصویربردار باقی نمیزاره، پس... میمونه متن! چرا ترس دارید از اینکه فیلم هاتون رو برای زمان حال بسازید؟ این مشکل در آشفتگی هم قابل بحثه. این یه ترسه؟ یا یه هدف؟ یا چی؟! رفرنس به تئاتر موفق خودم وسط فیلم بی محتوا چی؟! این هم هدفمند بوده؟! چرا اینقدر طولانی! این‌ها بیشتر سواله تا نقد یا کوبیدن.

جان دار

جان دار

"جاندار"ی که باز هم گم میشی تو بازی مثال زدنی بانو فاطمه معتمدآریا، مسعود کرامتی، حامد بهداد و حتی علی شادمان. وقتی به یه موضوع تقریبا تکراری رو میاریم باید برگ برنده‌ای در جیب داشته باشیم تا فیلم ما جذاب تر جلوه کنه. این برگ برنده انتقال تدریجی اطلاعات فیلم و خانواده به مخاطب و معرفی شخصیت هاست. فارغ از اون، با نگاه متفاوتی در تصمیم برای قصاص و بخشش و تفکر سنتی در فرهنگ خودمون رو به رو هستیم که کارگردانان جوان فیلم به طور بی نظیری به تصویر میکشند. اما "جان‌دار" در پایان، جان لازم را ندارد گویی به یکباره نویسندگان به مقصود خود رسیده اند و نظم و انضباط سناریو را تا پایان نمی‌کشند و این مهم ترین ضعف فیلم است. نکته دیگر عدم استفاده موفق از موسیقی متن برای فضاسازی بهتر در برخی سکانس‌هاست.درهرحال امیدواریم آثار برجسته‌تری از این دو فیلمساز جوان ببینیم.



مطالب مشابه

پونز به روش‌های زیر در دسترس شماست
دانلود از بازار
دانلود از گوگل پلی
ربات تلگرام

گزارش مکان